تاريخ : سه شنبه 26 آذر1392 | 18:27 | نویسنده : سجاد

  

ناله با صــــوت حزین میچسبد

روضه های آتشین می چسبد

طوف  دور حــــــــرم ثاراللـــــه

در غروب اربعیــــن می چسبد


باز هم من و پای پیاده ..... باز هم کرم ارباب ...... باز هم دارالقرار عشق

والبته باز هم اربعین (انشالله)


رفقا سلام

خوبید؟؟؟ این دوبیتی شاید براتون آشنا باشه..... آره درسته پارسال همینو گذاشتم برای خداحافظی

امسال اومدم یه شعر جدید بذارم ولی دیدم همین دوبیتیه حال خوبی توش هست و گویای همه چیز....


ایشالله اگه قسمت بشه اربعین به جای همتون زیارت اربعینو تو حرم سیدالشهدا ع میخونم

دعا کنید برام.... و البته حلالم کنید.... 

یا علی



تاريخ : جمعه 17 آبان1392 | 1:56 | نویسنده : سیده محیا موسوی

اين روزها روزهاي عجيبيست.....


وقتي گوش جان به اين روزها ميسپارم، نامي آشنا ميشنوم...آشناتر از هركس

نام آشنايي به نام حسيــــــــن را ميشنوم

آري حسين

همان حسيني كه تشنه بود

اما

نه فقط تشنه آب

تشنه لبيك

تشنه ياري

تشنه شنيدن پاسخي براي نداي هل من ناصر ينصرني


اما افسوس


افسوس كه پاسخي نشنيد و تشنه جانش را گرفتند.....


آري گرفتند.....


منتظرانش جانش را گرفتند!!!!!



راستي...ما با حسين زمان خود چه ميكنيم؟؟؟

چقدر از او خبر داريم؟؟

آيا مرهم دردهايش هستيم؟؟؟

آيا حواسمان هست كه حسين عصر ما نيز سالهاست همچون جدش نداي:

هل من ناصر ينصرني سر ميدهد و همچنان منتظر شنيد لبيكي از سوي ماست...


حسين(ع)در كربلا تنها بود

اما

عباس و اكبر و قاسم را داشت

حسين در كربلا غريب بود

اما در پس خيمه اي زينب و رباب و رقيه چشم انتظارش بودند


مهدي كه هم غريب است و هم تنها كه را دارد؟؟؟

چقدر در پس خيمه هاي دلمان چشم انتظار آمدنش هستيم؟؟؟

نكند ما هم مانند منتظران حسين عمل كنيم!!!!!

نكند ما همان حسينياني باشيم كه آواي حسين حسينمان گوش فلك را كر كند

ولي

با اعمالمان دل فرزند حسين  را پر از خون كنيم؟

نكند دليل غيبتش كردار ما باشد؟

نكند...

____________________________________________________


و اما اکنون

1400 سال گذشت

حسین شاید چیزی اندازه ی یک فاصله "مدینه تا کربلا " منتظر یار بود...

گرچه دراین فاصله ي  چند روزه  نه چند ماهه امید 40هزار نفری اش در 72نفر خلاصه

شد و مظلوم ماند...

 ولی حسین زمان ما چه؟؟؟؟؟

هنوز بعد از 1400 سال نتوانسته دلش را به  313 يـــــــــار خوش کند...

حسین زمانمان هر روز غريب و غريب تر میشود

هر جمعه این انتظار را میکشد که ندا بیاید:

يا مهدي ديگر انتظاربس است... يارانت تكميل شده اند

وقت آن رسيده كه در كنار بيت الله، نداي:

يا اهل العالم انا المهدي بقية الله

را سر دهي،

اما صد حيف كه:

اين همه لاف زن و مدعي اهل ظهور

پس چرا  يار نيامد كه نثارش باشيم

سالها منتظر سيصد و اندي مرد است

آنقــــــــــــــدر مرد نبوديم كه يارش باشم

____________________________________________________


چقدر سخت است که هفته ها میگذرند و او هنوز در انتظار ما و ما هنوز در

انتظار او...

32928158286644500682 عکس ها و والپیپرهای محرم



آجرك الله في مصيبه جدك يا صاحب الزمان






تاريخ : شنبه 11 آبان1392 | 11:28 | نویسنده : زهرا آصفری

نگاهی قرآنی به ریشه های مرگ بر آمریکا...

دانشجویان دانشگاه خوارزمی مطلبی با عنوان نگاهی قرآنی به ریشه های مرگ بر آمریکا تهیه کرده اند که ذکر بخشی از آن در آستانه ی 13آبان خالی از لطف نمی باشد.

مطالعه ی ادامه ی مطلب هم توصیه میشود.

 
آیا قرآن کریم با شعار مرگ و مرگ خواستن برای برخی افراد مخالفت دارد؟

قرآن کریم در مواضع متعددی نه تنها لعن و طرد و نفرین بر دشمنان حق و حقیقت را ذکر کرده است بلکه صراحتا فریاد مرگ را نیز روا داشته و ذکر نموده است.

قرآن کریم خود در مواضع متعددی به لعن و (مرگ گفتن) بر مستکبرین و دشمنان حق اقدام کرده است که مواردی از آن را در آیات زیر مشاهده می‌کنید:

وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا مَّا یُؤْمِنُونَ ﴿البقرة: ٨٨﴾

 وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿البقرة: ٨٩﴾

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـٰئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿البقرة: ١٥٩﴾

 إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَـٰئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿البقرة: ١٦١﴾

 فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ ﴿آل عمران: ٦١﴾

 أُولَـٰئِکَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّـهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ ﴿آل عمران: ٨٧﴾

 مِّنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَیَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِی الدِّینِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَکَانَ خَیْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَـٰکِن لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِکُفْرِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿النساء: ٤٦﴾

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَکُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَکَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿النساء: ٤٧﴾

 أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ وَمَن یَلْعَنِ اللَّـهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا ﴿النساء: ٥٢﴾

 وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا ﴿النساء: ٩٣﴾

 لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِکَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا ﴿النساء: ١١٨﴾

 فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿المائدة: ١٣﴾

 قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِکَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّـهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَـٰئِکَ شَرٌّ مَّکَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ ﴿المائدة: ٦٠﴾

 وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّـهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ ﴿المائدة: ٦٤﴾

 لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَٰلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُوا یَعْتَدُونَ ﴿المائدة: ٧٨﴾

آنچه ذکر شد فقط موارد اندکی از آیاتی است که در قرآن کریم به لعن دشمنان حق و حقیقت دست زده است..

قرآن کریم مرگ خواستن برای مستکبرین را ذکر کرده است

قرآن کریم در
۴ موضع به صراحت ندای (مرگ بر) را بلند کرده است که این چهار مورد عبارتند از:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ * وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ * وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ * قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ * وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ (سوره بروج آیات اول الی هفتم)

قتل الخراصون
۱۰ الذین هم فی غمرة ساهون ۱۱ یسألون أیان یوم الدین ۱۲ یوم هم على النار یفتنون ۱۳ (سوره الذاریات)

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ(
۱۸) فَقُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۱۹) ثمَّ قُتِلَ کَیْف قَدَّرَ(۲۰) ثمَّ نَظرَ(۲۱) ثمَّ عَبَس وَ بَسرَ(۲۲) ثمَّ أَدْبَرَ وَ استَکْبرَ(۲۳) (سوره مدثر)

قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَهُ ﴿١٧﴾ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ﴿١٨﴾ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ﴿١٩﴾ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ﴿٢٠﴾ (سوره عبس)

عبارت قُتِلَ در عربی معادل فارسی (کشته باد) (مرگ بر) می‌باشد و قرآن کریم نه تنها از این عبارت به طور مطلق نهی نکرده است بلکه خود در چهار مورد افراد و گروه‌هایی را شایسته این سخن دانسته و علیه آنها چنین مطلبی را آورده است.

قرآن "مرگ بر" را علیه مستکبرین بیان می‌کند

در هر
۴ آیه مذکور در قرآن کریم که«کشته باد» و «مرگ بر» آمده است، طرف خطاب آیه و کسانی که مورد این خطاب قرار گرفته‌اند دارای خوی استکباری بوده‌اند و به عبارت دیگر همه موارد مرگ خواستن در قرآن به استکبار ربط دارد و برای مقابله با مستکبرین است.

امام راحل در باب شعار مرگ بر آمریکا در مواضع متعددی ابراز نظر کرده‌اند و از جمله بیان داشته‌اند: «...فریاد برائت از مشرکان در مراسم حج و این یک فریاد سیاسی‌عبادی است که رسول‌الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور، که فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‌داند، گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟» (صحیفه‌ی امام، جلد
۱۸، ص ۹۱).


http://kharazminews.ir/index.aspx?siteid=420&pageid=53853&newsview=306113



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 2 آبان1392 | 11:32 | نویسنده : سجاد

از مدتها قبل بود که تصمیم داشتم بیام و یه دستی به سر و روی وبلاگ بکشم. هی امروز فردا میکردم تا بالاخره دست به کار شدم

چون نه میشد از غدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــر گذشت و نه از دوساله شدنمون....

آره دوساله شدنمون.... دوسال پیش همچین روزی بود که ما دانشجوهای جدیدالورود قرآن و حدیثی این خونه ی مجازی رو بنا کردیم... همون زمانایی که با هزار امید و آرزو اومده بودیم توی این جزیره ی الهیات.... چه روزای خوبی و پر خاطره ای...

چه کسایی که توی این خونمون نیومدن و چه بحثایی که نشد اینجا، برای دیدنشون میتونید یه سری به آرشیو بزنید.

خیلی از همکلاسیامون مثل آقای دلاوری و چرم زاده و مزدارانی و افشاری پور و خانوم شاملو و دین محمدی و افشار و.... بودن که الان نیستن یا خیلی خیلی کم هستن

اما ما هنوز هستیـــم چون میخوایم نشون بدیم ورودی 90ها مث سال قبلیاشون نیستن که کارشونو نصفه ول کنن :)))

به هر حال روزای قشنگی بود که سپری شد و توی آلبوم زندگیمون جا گرفت

حالا توی 5مین ترم هستیم و البته با تعداد کمتری از آرزو ها و امیدها .... 

 

امــــــا عیدالله الاکبـــر

همیشه به همه کسایی که دور و برم هستن میگم اگه خواستی یه روزی زندگیتو خرج کنی برا یکی از ائمه ، برا مولا خرجش کن....اونم نه برای ولادت و شهادتشون؛ بلکه فقط و فقط برای " ولایتشون "

به خداوندی خدا اگه به جای یه سریا !!!! خود امیرالمومنین راس کار بودن هیچوقت دنیا به اینجا نمیکشید...الکی که نیست.... دین خدا رو با همین ولایت کامل میدونیم، اعمالمونو با همین ولایت اندازه گیری میکنن و ....

حدیثی رو چند سال پیش از آقای هاشمی نژاد در مورد همراه بودن امیرالمومنین با پیامبران الهی شنیدم که واقعا شنیدنی هم هستش ولی نتونستم پیداش کنم برا همین یه حدیث دیگه رو برای هدیه انتخاب کردم....

قبل از خوندن این حدیث لازم میدونم عید سعید ولایت، بر تخت نشینی حضرت شاهنشاه علی بن ابیطالب علیه السلام رو به همه شیعیان تبریک بگم.....

 

                          

حره ، دختر حليمه سعديه و از دوستداران حضرت على عليه السلام است . وى ، روزى بر حجاج بن يوسف ثقفى وارد شد. حجاج از نوع نشستن وى ، فهميد كه او از بزرگان است . رو به حره كرد و از او پرسيد: ((شما حره ، دختر حليمه هستى ؟))
حره گفت : ((آرى .))
حجاج گفت : ((مدتهاست كه انتظار ديدارت را داشتم . به من گزارش ‍ داده اند كه تو ((على )) را از ابوبكر و عمر و عثمان برتر مى دانى ؟))
حره گفت : ((دروغ گفته اند، چون عقيده من در اين باره بالاتر از اين حرفهاست . من على عليه السلام را نه بر اصحاب ، بلكه بر كسانى كه افضل از آنها هستند، ترجيح مى دهم .))
حجاج گفت : ((سخنان خود را روشن بگو، از چه كسانى ديگر او را برتر مى دانى ؟))
حره ادامه داد: ((آنها بسيارند، مانند حضرت آدم ، نوح ، لوط، ابراهيم ، داود، سليمان ، موسى و عيسى بن مريم عليهم السلام .))
حجاج كه از اين سخنان تعجب كره بود، گفت : ((واى بر تو! اگر براى ادعاى خود، دليل اقامه نكنى ، با اين شمشير سر از تنت جدا خواهم كرد.))
حره جواب داد: ((فضيلت او را خداوند عطا كرده است و دليل و برهان بر گفته ام اين است كه خداوند در قرآن ، درباره آدم ، مى گويد: آدم نافرمانى و ترك اولى كرد، پس گمراه شد. و در حق على عليه السلام مى فرمايد: كوشش و سعى على عليه السلام در راه ما قابل تشكر و تمجيد است .))
حجاج بى اختيار گفت : ((آفرين بر تو اى حره ! حالا بگو ببينم ، به چه دليل على را بر نوح و لوط ترجيح مى دهى ؟))
حره پاسخ داد: ((قرآن مى فرمايد: خداوند براى كافران ، زن نوح و زن لوط را مثال آورد كه تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند و به آنها خيانت كردند و آن دو شخص نتوانستند آن زنان را از قهر خدا برهانند و حكم شد آن دو زن را با دوزخيان به آتش درافكنيد؛ اما همسر على عليه السلام فاطمه عليهاالسلام كه خداوند با خشنودى او خشنود و با خشم او، خشمگين مى شود.))
حجاج گفت : ((آفرين ! حال بگو ببينم ، به چه دليل على را برتر از ابراهيم مى دانى ؟))
حره لب به سخن گشود: ((خداوند در قرآن كريم از گفته ابراهيم چنين حكايت مى كند. چون ابراهيم گفت : پروردگارا! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مى كنى ، خداوند فرمود: مگر باور ندارى ؟ گفت : چرا، ليكن مى خواهم با مشاهده آن ، دلم آرام بگيرد؛ اما مولايم امير مؤ منان گفت : اگر تمام پرده هاى آسمانها و زمين كنار برود، بر يقين من افزوده نخواهد شد.))
حجاج گفت : ((آفرين بر تو اى حره ! چرا او را بر موسى ترجيح مى دهى ؟))
حره گفت : ((به گفته خداوند، موسى از شهر مصر با ترس و نگرانى از دشمن به جانب شهر مدين بيرون رفت ؛ ولى على بن ابيطالب در ليلة المبيت جاى پيغمبر صلى الله عليه و آله خوابيد و در بستر رسول اكرم آرميد و جان خود را فداى آن حضرت كرد، بدون آنكه ترس و وحشتى او را فراگيرد.))
حجاج گفت : ((مرحبا! حالا بگو بدانم چرا او را بر داود ترجيح مى دهى ؟))
حره گفت : ((خداوند او را برتر دانسته است . در كتابش مى فرمايد: اى داود ما تو را خليفه در زمين قرار داديم ، پس ميان مردم به حق قضاوت كن و از هوا پيروى نكن تا تو را از راه خدا گمراه كند؛ ولى على عليه السلام فرمود: از من بپرسيد از مطالب فوق عرش ، از من سؤ ال كنيد درباره زير عرش ، سؤ ال كنيد از من قبل از آن كه مرا از دست بدهيد. و نيز روز فتح خيبر؛ به حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيد، رسول خدا صلى الله عليه و آله به حاضرين فرمود: ((بهترين شما، داناترين شما و بهترين قضاوت كننده ((على )) است .))
حجاج گفت : ((آفرين ، چرا او را از سليمان برتر مى دانى ؟))
حره پاسخ داد: ((سليمان به خداوند عرض كرد: پروردگارا! به من ملكى عطا كن كه بعد از من سزاوار كسى نباشد، ولى على عليه السلام فرمود: اى دنيا! من تو را سه طلاقه كردم ، ديگر حق رجوع به من را ندارى .))
حجاج گفت : ((احسنت ! چرا على را از عيسى بالاتر مى دانى ؟))
حره پاسخ گفت : ((خداوند بزرگ درباره عيسى عليه السلام گفته است : ياد كن آنگاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى گويد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را دو معبود - غير از خدا - انتخاب كنيد؟ او مى گويد: خدايا! تو منزهى ، من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست بگويم ، اگر چنين سخنى را گفته باشم تو مى دانى ، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهى و من از آنچه در ذات تو است آگاه نيستم ، زيرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانى ها هستىعيسى ، قضاوت درباره كسانى كه او را خدا دانستند، به قيامت واگذاشت ، اما على عليه السلام ، كسانى را كه درباره او غلو كردند و قائل به خدايى وى شدند، محاكمه كرد و به قتل رسانيد.))
حجاج او را تحسين كرد و گفت : ((خوب پاسخ گفتى ، وگرنه تو را مجازات مى كردم !))

 

پی نوشت: دوستان میتونن با مرجعه به ادامه مطلب غزلی که برای حضرت درشب عید غدیر سرودم رو روخوانی کنن.امیدوارم مورد پسند واقع بشه

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 16 شهریور1392 | 0:0 | نویسنده : زهرا آصفری
شاعری در قطار قم - مشهد

 چای می خوردو زیر لب می گفت:

شک ندارم که زندگی یعنی،

طعم سوهان و زعفران بانو



تقدیم به قدوم مبارک حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها :
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


***دهه ی کرامت مبارک باد***




تاريخ : دوشنبه 21 مرداد1392 | 3:1 | نویسنده : سیده محیا موسوی

چقدر خنده داره

كه يك ساعت خلوت با خدا دير و طاقت فرساست

اما

90دقيقه تيم فوتبال مثل باد ميگذره


چقدر خنده داره

كه صد هزار تومن كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه

اما

وقتي با همون مبلغ ميريم خريد مقدارناچيزي به حساب مياد


چقدر خنده داره

وقتي ميخوايم دعا كنيم هرچي فكر ميكنيم  خيلي چيزي به ذهنمون نمياد

اما

وقتي ميخوايم با دوستمون حرف بزنيم مشكلي نداريم


چقدر خنده داره

 كه وقتي مسابقه تيم محبوبمون ب وقت اضافه كشيده ميشه خيلي لذت ميبريم

اما

وقتي مراسم دعا و نيايش طولاني تر از حدش ميشه سريع خسته ميشيم و شكايت ميكنيم


چقدر خنده داره

  كه خوندن چند صفحه يا بخشي از كتاب آسماني سخته

اما

خوندن صد سطر از پرفروش ترين كتاب رمان دنيا آسونه


چقدر خنده داره

  كه براي با خدا بودن هيچ وقت ، زمان كافي در برنامه روزمره خود پيدا نميكنيم

اما

بقيه برنامه ها رو سعي ميكنيم تا آخرين لحظه هم كه شده انجام بديم


چقدر خنده داره

  كه وقتي پيامكي زيبا و يا ايميلي جالب برامون مياد خيلي زود براي ديگران ارسال ميكنيم

اما

وقتي كه سخن يا پيام الهي رو ميشنويم دوبرابر در مورد  گفتن يا نگفتن اون فكر ميكنيم



خنده داره....... اينطور نيست؟؟؟؟؟


حالا بايد خنديد يا فكر كرد؟؟؟؟؟



تاريخ : پنجشنبه 20 تیر1392 | 0:28 | نویسنده : سیده محیا موسوی

خدايا!!!!

گاهي به خوردن فرمان ميدهي و گاهي به نخوردن واين هر دو به من مي آموزد

روزي دهنده يكيست......پس غصه چرا؟؟؟

خدايا!!!

گاهي به خوابيدن فرمان ميدهي و گاهي به نخوابيدن و اين هردو به من مي آموزد

تنها در جوار تو ميتوان آرام گرفت....پس دغدغه چرا؟؟؟

خدايا!!!

گاهي به گفتن فرمان ميدهي و گاهي به لب فروبستن و اين هر دو به من مي آموزد

كه كلام آنقدر مقدس است كه بيهوده اين درّ يكتا را نبايد تلف كرد

خدايا!!!

گاهي به نگريستن فرمان ميدهي و گاهي به ديده فرو بستن و اين هر دو به من مي آموزد كه چشم اگر به فرمان نباشد جز كوري و سياهي نصيبم نميكند

خدايا!!!

گاهي به رفتن امر ميكني و گاهي به ايستادن و اين هردو به من مي آموزد

كه گام هايم را محكم و شمرده بردارم تا اگر مانعي بود...ببينم ودر چاه نيفتم

خدايا!!!

هميشه به مهر ورزيدن امر كرده اي و گاهي به نفرت داشتن

و اين هر دو به من مي آموزد براي دوست داشتن و نفرت ورزيدن بايد معياري داشته باشم

و آن پسند توست........نه دلخواه من

خدايا!!!

بالاتر از اين آموخته ها رسم عاشقي است.......آن را هم تو خودت به من بياموز

 

 

سبقت از سايه ها به بيشتر دويدن نيست

به سوي نور كه باشي سايه ها در پس تواند

 

الله نور السماوات و الارض

 

نور خورشید



تاريخ : سه شنبه 28 خرداد1392 | 20:20 | نویسنده : سجاد
 


بسمه تعالی

 
پیروزی تیم ملی فوتبال، مردم  و بویژه ورزش دوستان کشور را شادمان کرد. از عزیزانی که این شادمانی را پدید آوردند متشکرم، خسته نباشید.
 
سید علی خامنه ای
 
28 خرداد ماه 1392

در عرض یک هفته ملت ایــــــران که مدتها بود به شادی عمومی نپرداخته بودند!!!!!!!! ، به خاطر دو حماسه ی بزرگ به ابراز خوشحالی پرداختند.

در ابتدای این هفته و پس از مشخص شدن نتایج آرای انتخابات ریاست جمهوری و خلق حماسه ی سیاسی به خیابانها ریختند و این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند..... مردم همیشه در صحنه ی ایــــــــــران عزیز در روز 24 خردادماه با حضور در پای صندوق های رای و البته دادن جوابی دندان شکن به دشمنان این مرز و بوم ، در انتخاب سرنوشت خویش سهیم شدند و حماسه ای بس ستودنی آفریدند.....تا بار دیگر نشان دهند از کشور، نظام و رهبری خویش دفاع می کنند.

پس از مشخص شدن آرا و انتخاب حجةالاسلام حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور مردم با حضور در خیابانها به شادی و جشن پرداختند.

اما این پایان کار نبود و پس از حماسه ی حضور و البته حماسه ی سیاسی ، اینبار حماسه ای ورزشی آفریده شد.

تیم ملی فوتبال ایــــــران پس از فراز و نشیباتی که داشت توانست با برد تیم کره ی جنوبی به جام جهانی 2014 برزیل صعود کند. غیرتمندان ایـــــرانی باردیگر غیرت ایـــــرانی را به رخ جهانیان کشیدند.

این برد با حواشی خاصی هم همراه بود که از جمله ی آنان میتوان به جنگ روانی سرمربی و کاپیتان کره ای ها اشاره کرد که در اظهارنظرات خود گفته بودند:

از ایـــــران متنفرم....... کاری میکنیم ایـــــرانی ها خون گریه کنند و ......

پس از این برد شیرین و راهیابی تیم ملی به جام جهانی پیامهای مختلفی از سران کشور به ملت سرافرازایـــــران داده شد که از مهمترین آنها پیام رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای و رئیس جمهور منتخب آقای حسن روحانی میباشد.


ما هم به نوبه ی خود این برد شیرین و این دو حماسه ی بزرگ را به ایـــــران و ایــــرانی تبریک میگوییم....



تاريخ : جمعه 3 خرداد1392 | 23:44 | نویسنده : زهرا آصفری

انتخابات یا امتحانات؟

خارج از هر نوع شعار زدگی با همه ی تلاشی که وزارت علوم برای کمرنگ کردن حضور دانشجویان در دوره انتخابات ریاست جمهوری داشت اعلام میکنیم که بزرگترین امتحان ما 24خرداد به صورت هماهنگ و کشوری برگزار می شود و عدم حضور هر کس یعنی عدم اتکا و التزام به نظام جمهوری اسلامی.

شاید بزرگترین لطفی که شورای نگهبان به کشور کرد رد صلاحیت دو نامزد پرحاشیه بود؛و حالا ما موندیم و هشت نامزد که هرکدوم با کوله باری از تجربه!! در صحنه انتخابات باقی موندند و البته تا آخرین لحظات تبلیغ هم منتظر ائتلافات جدید و کنار رفتن به نفع هم دیگه های جدید هستیم...

 

         باز انتخابات، اعلام اسامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران 92  

1.سعید جلیلی:

رئیس اداره بازرسی وزارت خارجه1370

 معاون اداره اول آمریکا در وزارت خارجه1376

 مدیر بررسی‌های جاری دفتر رهبری1379

معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران1384

 

2.علی اکبر ولایتی:
 

مشاور رهبری در امور بین‌الملل (از 1376 تا کنون)‏

وزیر امور خارجه (از 60 تا 76)‏

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (از بدو تاسیس تا کنون)‏

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی(از 68تا کنون)‏  

دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت (از79تا81)

نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی

معاون وزیر بهداشت سال 58

 

3.محمدباقر قالیباف:

فرمانده قرارگاه خاتم

فرمانده نيروي هوايي سپاه

فرمانده سابق نيروي انتظامی

رئيس و نماينده رييس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز سال 83

شهردار تهران از 84 تا کنون

 

4.غلامعلي حدادعادل:

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام

رييس پيشين مجلس شوراي اسلامي

نماينده مجلس از دوره ششم مجلس تا کنون

رييس فرهنگستان زبان و ادب فارسي

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي

 

5.محمدرضا عارف:

رييس دانشگاه تهران (از73 تا 76)

وزير پست و تلگراف (از76 تا 79)

رييس سازمان مديريت برنامه ريزي (از79 تا 80)

معاون اول دولت خاتمي(از80تا84)

 

6.محسن رضایی:

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

فرمانده سپاه پاسداران(از60تا76)

ریاست کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت

 

7.محمد غرضی:

وزیر پست،تلگراف و تلفن(از64تا 76)

وزیر نفت(از60تا64)

نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی

استاندار خوزستان

استاندار کردستان

 

8.حسن روحانی:

عضو مجمع تشخیص (از70تا کنون)

نماینده دور سوم و چهارم مجلس خبرگان رهبری

مشاور امنیت ملی رییس جمهور(از68تا84)

دبیر شورای عالی امنیت ملی (از82تا84)

 

این پست یه نظر سنجی از شما است به چه کسی رای میدهید و چرا؟



تاريخ : جمعه 20 اردیبهشت1392 | 22:36 | نویسنده : زهرا آصفری
   

  حجر بن عدی که بود ؟ 


  حجربن عدی از قبیله کنده بود که با آغاز دعوت رسول گرامی اسلام به دین توحید در نوجواني همراه برادرش «هاني بن عدي» به حضور پيامبر اسلام (ص) شرفياب شد و به آئين اسلام گرويد. 


 َ

مزار شریف حجر بن عدی از صحابی رسول گرامی اسلام (ص) و یاران باوفای حضرت علی (ع) توسط تروریست های مستقر در سوریه تخریب و لکه ننگین دیگری بر پیشانی سردمداران وهابیت حک شد.

جهت آشنایی بیشتر دوستان با این شخصیت گرامی اسلام، بخشی از زندگی حجر بن عدی را به قلم آیت‌الله العظمی سبحانی منتشر می شود.

تاريخ نگاران درباره او مي‌نويسند:

«او با اينكه در زمان پيامبر از نظر سن و سال جوان بود، از ياران با فضيلت و عاليقدر آن حضرت بشمار مي‌رفت».

«حجر بن عدي» سلحشور دلير و جانبازي بود كه هرگز در صحنه جنگ، بيم به خود راه نمي‌‌داد، اما آنچه به شخصيت او جاودانگي بخشيده، تنها سلحشوري و جنگ آوري او نبود، بلكه رمز جاودانگي او در اين است كه در عين رزمجوئي، مرد تقوي و نيايش و معنويت بود، و به همين سبب او را «حجر الخير» (حجر نيك) مي‌ناميدند، در برابر «حجر شر» كه از ياران معاويه بود.

او از مردان خدا و يكي از نيايش كنندگان بزرگ بود، نسبت به مادرش همواره نيكي مي‌كرد، و نماز و روزة فراوان انجام مي‌داد او هرگز بي‌وضو نمي‌ماند و هر وقت وضو مي‌گرفت، نماز مي‌خواند.

حجر مرد هدف و عقيده بود، او به مردان حق و فضيلت عشق مي‌ورزيد، او هنگام مرگ « ابوذر» در « ربذه» همراه « مالک اشتر» بربالين او حاضر شد، (مردان خدا از همرزمان خود، چنين ياد مي‌كنند!)

حجر، پس از رحلت پيامبر(ص) پيوسته در كنار علي بود و از ياران خاص و علاقه‌مندان وفادار اميرمؤمنان بشمار مي‌رفت، ليكن علاقة او به علي(ع) و جاذبه علي دردل او، مثل ساير علاقه‌ها و مانند ساير جاذبه‌ها نبود، بلكه اين پيوند و كشش، وراي همه پيوندها و كشش‌هاي عادي بود. حجر كه شيفته حق و عدالت و تشنه فضيلت و مردانگي و پيرو راستين اسلام بود، همه اينها را در وجود علي مي‌ديد، و علي كه در زمان خلافت كوتاه مدتش ـ براي استقرار حكومت عادلانه اسلامي نيازمند مردان وارسته و مبارز و حق طلب بود، حجر را عنصري شايسته براي اين هدف مي‌ديد، به همين دليل حجر در اخلاص و فداكاري در راه علي به حدي رسيده بود كه در ميان ياران علي (ع) نمونه بود(اسدالغابه /1/385)

او در هر سه جنگي كه در مدت خلافت اميرمؤمنان (ع) پيش آمد، يعني جنگ صفين، نهروان، و جمل، در ركاب آن حضرت شمشير مي‌زد! او در جنگ صفين فرماندهي قبيلة خود «كنده»(صفين /117) و در جنگ نهروان فرماندهي جناح چپ سپاه علي (ع) را به عهده داشت(اسدالغابه /1/385)

 

* شهادت حجر بن عدی

بعد از جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام)، حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند. یکى از این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود، ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت؛ نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او، معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و معذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

هنگامى که نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: "به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم"!

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»گفته‌اند که حجر مستجاب الدعوه بود.

پ.ن:امروز جمعه92/2/20 شاهد اعتراض نمازگزاران ایران اسلامی در پی هتک حرمت به مقدسات مسلمانان بودیم...

 



تاريخ : یکشنبه 8 اردیبهشت1392 | 1:37 | نویسنده : سجاد

محشـــــــر دم از اعتبار او خواهد زد

او دست به کار جستجــــــو خواهد زد

در کار شفاعت از غلامان حسیـــــــن

مـــــــادر به خدای کعبه رو خواهد زد


ولادت با سعادت ام الائمه و حجت الله علی الحجج، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر شما دوستان گرامی تهنیت باد.

                  

دوست عزیز و همکلاسی گرامی ، جناب آقای حاج محمد دلاوری


معطر شدن نفستان به نسیم پر مهر سرزمین وحی، و منور شدن چشمانتان به طوطیا کردن خاک بقیع و استشمام عطر محمدی گوارای وجودتان......

از طرف دوستان قرآن و حدیث ، سعیتان را مشکور و حجّتان را مقبول، آرزومندیم.......

 

+ این نظر آقای دلاوری پس از بازگشتشون از حج هستش که تو قسمت نظرات گذاشته بودن و بنده تصمیم گرفتم به عنوان تکمله ای به متن اضافه کنمش:

"اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام فی عامنا هذا و فی کل عام و اغفرلنا تلک الذنوب العظام..."
سلام:
ممنون از عزیزانی که حُسن نظرشون رو در مورد این حقیر اثبات کردن.

ان شا الله که تمام دوره ی عمر کوتاهمون سراسراز معنویت و سفرهای معنوی باشه و توفیق زیارت قبور ائمه(علیهم السلام)قسمت هممون بشه.
نمیدونم شاید حرفم درست نباشه ولی پیشنهادم اینه که از خدا نخواید که مدینه رو قسمتتون کنه و بذارید با همین اوصافی که از غربتش براتون میکنن زندگی کنید،چراکه واقعا غربتی چندبرابر سوزناک دارد.

خیلی سخت و دردناکه وقتی نذارن حتی توی بقیع حزنی توصورتت نقش ببنده و آسوده خاطردرددلت رو با چهار امام غریبت بگی...
(مادر مدینه عطر گلها راشنیدیم
اما نشـــانی از مزارِ تو ندیـدیــــم)
ولادت حضرت فاطمه زهرا"س"وروز مادر رو هم تبریک عرض میکنم.




تاريخ : چهارشنبه 28 فروردین1392 | 7:18 | نویسنده : سجاد



دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

                                                                      "مرحوم قیصر امین پور"

___________________________________



تاريخ : سه شنبه 20 فروردین1392 | 2:17 | نویسنده : سجاد
   

با سلام خدمت دوستان ارجمند

شهادت مظلومانه ی حضرت زهرا ی مرضیه سلام الله علیها را خدمت تمامی موالیان حضرتش تسلیت عرض مینماییم.


قصدمان این بود تا روز گذشته ، در تالار شهید مدنی، پس از اتمام سخنرانی این شعر را که عید امسال سروده شده، را در محضر دوستان بخوانیم که با توجه به کمبود وقت و البته روند خوب سوالات و پاسخها، از خیر آن گذشتیم.

این شعر سیاه مشقیست که به مادر شیعه و پس از ایشون به شما دوستان تقدیم میشود.باشد که مورد رضایت حضرتش قرار بگیرد.

"پیش دوست و دشمن اعتبارش پیداست        در سینه ی عاشقان مزارش پیداست
نوروز سرِ سفره ی زهرا هستیم                    سالی که نکوست از بهارش پیداست"

ما غصه ی مظلومیّ حیدر داریم                     در سال جدید عزای مادر داریم
ما بر سفره هایمان در جایِ ....                      سبزه ، "سبدی" ز یاس پرپر داریم

آنچه که به جای سیب در سفره ی ماست      "سرخی" غروب زندگی زهراست
سین سوم از دوری مـــــــــادر آمد                   در خانه ی مولا چه "سکوتی" برپاست

در سال جدید سفره ی ما پر درد است           رنگ ماهی اش، به جای قرمز، زرد است
گر ز سین چارمم بپرسی گویم...                  سنگینیّ دست و "سیلی نامرد" است

وای از نظری که بر فدک دوخته شد               از غیرتمان چهره برافروخته شد
با سین دگر علی ز پا می افتد                     آن لحظه که موی همسرش "سوخته" شد

چه بر سر شاه مومنین آوردند؟                     یا برسر شهبانوی دین آوردند؟
از روضه ی دیوار و درش فهمیدم                    سین ششم از .... "سقط جنین" آوردند

آنکس که به ناحق ولیِ مردم شد                 با آمدنش راه هدایت گم شد
گر "سقیفه" سینِ آخر سفره شده....           از غفلت امت ز غدیر خم شد


+ کاربران عزیز میتوانند با مراجعه به ادامه ی مطلب، زبانحالی از حضرت مولا که برای ایام فاطمیه آماده کردم را مشاهده بفرمایند.

+همچنین با کلیک بر روی لینک زیر، مطلب وبلاگ، در مورد ایام فاطمیه را که سال گذشته در اختیار همراهان قرار گرفت را بازخوانی بفرمایید:

فاطمیه ی اول یا فاطمیه ی دوم؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند1391 | 9:51 | نویسنده : سیده محیا موسوی
بسم رب الشهدا و صدیقین

الهی

در سیم خاردار گناهان گیر کرده ام دستم را بگیر و مرا ببر به آن دور دست هایی که در دست هیچ دستی نباشم

همان دور دست هایی که بوی خوب آرامش از چندین فرسخی آن می آید

میدانم که تازه از انجا برگشته ام....میدانم که کفش هایم هنوز خاکی اند

اما

خدایا خاک را از روی آنها نمیزدایم........شاید دوباره برگشتم....

الهی

از این شهر و مردمانش خسته ام.....میشود فقط یکبار...فقط یکباردیگر..... غروب غریبانه ی فکه را به من

برگردانی تا برایت عاجزانه ندای الهی العفو را سردهم......

الهی

اینجا غروب های جمعه همه پریشان اند ......میشود یکبار دیگر غروب جمعه ی شلمچه را به من برگردانی تا برایت از غربت مهدی سخن بگویم؟؟؟؟؟؟

الهی

اینجا گردو غبار گناه دل ها را تیره کرده....میشود فقط چند ساعت طلائیه را با گرد و غبارش ب من برگردانی؟؟؟؟؟

الهی

من دوباره گردان تخریب را میخواهم تا دوبار ه برایت آرام آرام نجوا کنم

مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور

الهی

مانده ام کمیل این هفته را چگونه بخوانم...میشود آن بیابان سوت و کور و آن سوله را دوباره به من برگردانی تا دوباره برایت بگویم:

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم و......

الهی

خوب میدانی ک کربلای حسینت را لایق نیستم پس همان اروند کنار را به من بده تا حداقل به آن تابلویی دلخوش کنم که رویش نوشته:کربلا ۶۰۰ کیلومتر....

شاید کمی آرام شوم

خدایا ما را پایمال کننده ی خون شهیدان قرار مده

آمین.......








  • قیمت دلار بازار آزاد
  • تازیانه