X
تبلیغات
بچه های قرآن و حدیث 90
تاريخ : سه شنبه 28 خرداد1392 | 20:20 | نویسنده : سجاد
 


بسمه تعالی

 
پیروزی تیم ملی فوتبال، مردم  و بویژه ورزش دوستان کشور را شادمان کرد. از عزیزانی که این شادمانی را پدید آوردند متشکرم، خسته نباشید.
 
سید علی خامنه ای
 
28 خرداد ماه 1392

در عرض یک هفته ملت ایــــــران که مدتها بود به شادی عمومی نپرداخته بودند!!!!!!!! ، به خاطر دو حماسه ی بزرگ به ابراز خوشحالی پرداختند.

در ابتدای این هفته و پس از مشخص شدن نتایج آرای انتخابات ریاست جمهوری و خلق حماسه ی سیاسی به خیابانها ریختند و این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند..... مردم همیشه در صحنه ی ایــــــــــران عزیز در روز 24 خردادماه با حضور در پای صندوق های رای و البته دادن جوابی دندان شکن به دشمنان این مرز و بوم ، در انتخاب سرنوشت خویش سهیم شدند و حماسه ای بس ستودنی آفریدند.....تا بار دیگر نشان دهند از کشور، نظام و رهبری خویش دفاع می کنند.

پس از مشخص شدن آرا و انتخاب حجةالاسلام حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور مردم با حضور در خیابانها به شادی و جشن پرداختند.

اما این پایان کار نبود و پس از حماسه ی حضور و البته حماسه ی سیاسی ، اینبار حماسه ای ورزشی آفریده شد.

تیم ملی فوتبال ایــــــران پس از فراز و نشیباتی که داشت توانست با برد تیم کره ی جنوبی به جام جهانی 2014 برزیل صعود کرد. غیرتمندان ایـــــرانی باردیگر غیرت ایـــــرانی را به رخ جهانیان کشیدند.

این برد با حواشی خاصی هم همراه بود که از جمله ی آنان میتوان به جنگ روانی سرمربی و کاپیتان کره ای ها اشاره کرد که در اظهارنظرات خود گفته بودند:

از ایـــــران متنفرم....... کاری میکنیم ایـــــرانی ها خون گریه کنند و ......

پس از این برد شیرین و راهیابی تیم ملی به جام جهانی پیامهای مختلفی از سران کشور به ملت سرافرازایـــــران داده شد که از مهمترین آنها پیام رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای و رئیس جمهور منتخب آقای حسن روحانی میباشد.


ما هم به نوبه ی خود این برد شیرین و این دو حماسه ی بزرگ را به ایـــــران و ایــــرانی تبریک میگوییم....



تاريخ : جمعه 3 خرداد1392 | 23:44 | نویسنده : زهرا آصفری

انتخابات یا امتحانات؟

خارج از هر نوع شعار زدگی با همه ی تلاشی که وزارت علوم برای کمرنگ کردن حضور دانشجویان در دوره انتخابات ریاست جمهوری داشت اعلام میکنیم که بزرگترین امتحان ما 24خرداد به صورت هماهنگ و کشوری برگزار می شود و عدم حضور هر کس یعنی عدم اتکا و التزام به نظام جمهوری اسلامی.

شاید بزرگترین لطفی که شورای نگهبان به کشور کرد رد صلاحیت دو نامزد پرحاشیه بود؛و حالا ما موندیم و هشت نامزد که هرکدوم با کوله باری از تجربه!! در صحنه انتخابات باقی موندند و البته تا آخرین لحظات تبلیغ هم منتظر ائتلافات جدید و کنار رفتن به نفع هم دیگه های جدید هستیم...

 

         باز انتخابات، اعلام اسامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران 92  

1.سعید جلیلی:

رئیس اداره بازرسی وزارت خارجه1370

 معاون اداره اول آمریکا در وزارت خارجه1376

 مدیر بررسی‌های جاری دفتر رهبری1379

معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران1384

 

2.علی اکبر ولایتی:
 

مشاور رهبری در امور بین‌الملل (از 1376 تا کنون)‏

وزیر امور خارجه (از 60 تا 76)‏

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (از بدو تاسیس تا کنون)‏

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی(از 68تا کنون)‏  

دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت (از79تا81)

نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی

معاون وزیر بهداشت سال 58

 

3.محمدباقر قالیباف:

فرمانده قرارگاه خاتم

فرمانده نيروي هوايي سپاه

فرمانده سابق نيروي انتظامی

رئيس و نماينده رييس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز سال 83

شهردار تهران از 84 تا کنون

 

4.غلامعلي حدادعادل:

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام

رييس پيشين مجلس شوراي اسلامي

نماينده مجلس از دوره ششم مجلس تا کنون

رييس فرهنگستان زبان و ادب فارسي

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي

 

5.محمدرضا عارف:

رييس دانشگاه تهران (از73 تا 76)

وزير پست و تلگراف (از76 تا 79)

رييس سازمان مديريت برنامه ريزي (از79 تا 80)

معاون اول دولت خاتمي(از80تا84)

 

6.محسن رضایی:

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

فرمانده سپاه پاسداران(از60تا76)

ریاست کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت

 

7.محمد غرضی:

وزیر پست،تلگراف و تلفن(از64تا 76)

وزیر نفت(از60تا64)

نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی

استاندار خوزستان

استاندار کردستان

 

8.حسن روحانی:

عضو مجمع تشخیص (از70تا کنون)

نماینده دور سوم و چهارم مجلس خبرگان رهبری

مشاور امنیت ملی رییس جمهور(از68تا84)

دبیر شورای عالی امنیت ملی (از82تا84)

 

این پست یه نظر سنجی از شما است به چه کسی رای میدهید و چرا؟



تاريخ : جمعه 20 اردیبهشت1392 | 22:36 | نویسنده : زهرا آصفری
   

  حجر بن عدی که بود ؟ 


  حجربن عدی از قبیله کنده بود که با آغاز دعوت رسول گرامی اسلام به دین توحید در نوجواني همراه برادرش «هاني بن عدي» به حضور پيامبر اسلام (ص) شرفياب شد و به آئين اسلام گرويد. 


 َ

مزار شریف حجر بن عدی از صحابی رسول گرامی اسلام (ص) و یاران باوفای حضرت علی (ع) توسط تروریست های مستقر در سوریه تخریب و لکه ننگین دیگری بر پیشانی سردمداران وهابیت حک شد.

جهت آشنایی بیشتر دوستان با این شخصیت گرامی اسلام، بخشی از زندگی حجر بن عدی را به قلم آیت‌الله العظمی سبحانی منتشر می شود.

تاريخ نگاران درباره او مي‌نويسند:

«او با اينكه در زمان پيامبر از نظر سن و سال جوان بود، از ياران با فضيلت و عاليقدر آن حضرت بشمار مي‌رفت».

«حجر بن عدي» سلحشور دلير و جانبازي بود كه هرگز در صحنه جنگ، بيم به خود راه نمي‌‌داد، اما آنچه به شخصيت او جاودانگي بخشيده، تنها سلحشوري و جنگ آوري او نبود، بلكه رمز جاودانگي او در اين است كه در عين رزمجوئي، مرد تقوي و نيايش و معنويت بود، و به همين سبب او را «حجر الخير» (حجر نيك) مي‌ناميدند، در برابر «حجر شر» كه از ياران معاويه بود.

او از مردان خدا و يكي از نيايش كنندگان بزرگ بود، نسبت به مادرش همواره نيكي مي‌كرد، و نماز و روزة فراوان انجام مي‌داد او هرگز بي‌وضو نمي‌ماند و هر وقت وضو مي‌گرفت، نماز مي‌خواند.

حجر مرد هدف و عقيده بود، او به مردان حق و فضيلت عشق مي‌ورزيد، او هنگام مرگ « ابوذر» در « ربذه» همراه « مالک اشتر» بربالين او حاضر شد، (مردان خدا از همرزمان خود، چنين ياد مي‌كنند!)

حجر، پس از رحلت پيامبر(ص) پيوسته در كنار علي بود و از ياران خاص و علاقه‌مندان وفادار اميرمؤمنان بشمار مي‌رفت، ليكن علاقة او به علي(ع) و جاذبه علي دردل او، مثل ساير علاقه‌ها و مانند ساير جاذبه‌ها نبود، بلكه اين پيوند و كشش، وراي همه پيوندها و كشش‌هاي عادي بود. حجر كه شيفته حق و عدالت و تشنه فضيلت و مردانگي و پيرو راستين اسلام بود، همه اينها را در وجود علي مي‌ديد، و علي كه در زمان خلافت كوتاه مدتش ـ براي استقرار حكومت عادلانه اسلامي نيازمند مردان وارسته و مبارز و حق طلب بود، حجر را عنصري شايسته براي اين هدف مي‌ديد، به همين دليل حجر در اخلاص و فداكاري در راه علي به حدي رسيده بود كه در ميان ياران علي (ع) نمونه بود(اسدالغابه /1/385)

او در هر سه جنگي كه در مدت خلافت اميرمؤمنان (ع) پيش آمد، يعني جنگ صفين، نهروان، و جمل، در ركاب آن حضرت شمشير مي‌زد! او در جنگ صفين فرماندهي قبيلة خود «كنده»(صفين /117) و در جنگ نهروان فرماندهي جناح چپ سپاه علي (ع) را به عهده داشت(اسدالغابه /1/385)

 

* شهادت حجر بن عدی

بعد از جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام)، حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند. یکى از این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود، ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت؛ نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او، معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و معذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

هنگامى که نوبت قتل حجر وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد پرسیدند آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: "به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم"!

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»گفته‌اند که حجر مستجاب الدعوه بود.

پ.ن:امروز جمعه92/2/20 شاهد اعتراض نمازگزاران ایران اسلامی در پی هتک حرمت به مقدسات مسلمانان بودیم...

 



تاريخ : یکشنبه 8 اردیبهشت1392 | 1:37 | نویسنده : سجاد

محشـــــــر دم از اعتبار او خواهد زد

او دست به کار جستجــــــو خواهد زد

در کار شفاعت از غلامان حسیـــــــن

مـــــــادر به خدای کعبه رو خواهد زد


ولادت با سعادت ام الائمه و حجت الله علی الحجج، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر شما دوستان گرامی تهنیت باد.

                  

دوست عزیز و همکلاسی گرامی ، جناب آقای حاج محمد دلاوری


معطر شدن نفستان به نسیم پر مهر سرزمین وحی، و منور شدن چشمانتان به طوطیا کردن خاک بقیع و استشمام عطر محمدی گوارای وجودتان......

از طرف دوستان قرآن و حدیث ، سعیتان را مشکور و حجّتان را مقبول، آرزومندیم.......

 

+ این نظر آقای دلاوری پس از بازگشتشون از حج هستش که تو قسمت نظرات گذاشته بودن و بنده تصمیم گرفتم به عنوان تکمله ای به متن اضافه کنمش:

"اللهم الرزقنا حج بیتک الحرام فی عامنا هذا و فی کل عام و اغفرلنا تلک الذنوب العظام..."
سلام:
ممنون از عزیزانی که حُسن نظرشون رو در مورد این حقیر اثبات کردن.

ان شا الله که تمام دوره ی عمر کوتاهمون سراسراز معنویت و سفرهای معنوی باشه و توفیق زیارت قبور ائمه(علیهم السلام)قسمت هممون بشه.
نمیدونم شاید حرفم درست نباشه ولی پیشنهادم اینه که از خدا نخواید که مدینه رو قسمتتون کنه و بذارید با همین اوصافی که از غربتش براتون میکنن زندگی کنید،چراکه واقعا غربتی چندبرابر سوزناک دارد.

خیلی سخت و دردناکه وقتی نذارن حتی توی بقیع حزنی توصورتت نقش ببنده و آسوده خاطردرددلت رو با چهار امام غریبت بگی...
(مادر مدینه عطر گلها راشنیدیم
اما نشـــانی از مزارِ تو ندیـدیــــم)
ولادت حضرت فاطمه زهرا"س"وروز مادر رو هم تبریک عرض میکنم.




تاريخ : چهارشنبه 28 فروردین1392 | 7:18 | نویسنده : آرمین افشاری پور



دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

                                                                      "مرحوم قیصر امین پور"

___________________________________



تاريخ : سه شنبه 20 فروردین1392 | 2:17 | نویسنده : سجاد
   

با سلام خدمت دوستان ارجمند

شهادت مظلومانه ی حضرت زهرا ی مرضیه سلام الله علیها را خدمت تمامی موالیان حضرتش تسلیت عرض مینماییم.


قصدمان این بود تا روز گذشته ، در تالار شهید مدنی، پس از اتمام سخنرانی این شعر را که عید امسال سروده شده، را در محضر دوستان بخوانیم که با توجه به کمبود وقت و البته روند خوب سوالات و پاسخها، از خیر آن گذشتیم.

این شعر سیاه مشقیست که به مادر شیعه و پس از ایشون به شما دوستان تقدیم میشود.باشد که مورد رضایت حضرتش قرار بگیرد.

"پیش دوست و دشمن اعتبارش پیداست        در سینه ی عاشقان مزارش پیداست
نوروز سرِ سفره ی زهرا هستیم                    سالی که نکوست از بهارش پیداست"

ما غصه ی مظلومیّ حیدر داریم                     در سال جدید عزای مادر داریم
ما بر سفره هایمان در جایِ ....                      سبزه ، "سبدی" ز یاس پرپر داریم

آنچه که به جای سیب در سفره ی ماست      "سرخی" غروب زندگی زهراست
سین سوم از دوری مـــــــــادر آمد                   در خانه ی مولا چه "سکوتی" برپاست

در سال جدید سفره ی ما پر درد است           رنگ ماهی اش، به جای قرمز، زرد است
گر ز سین چارمم بپرسی گویم...                  سنگینیّ دست و "سیلی نامرد" است

وای از نظری که بر فدک دوخته شد               از غیرتمان چهره برافروخته شد
با سین دگر علی ز پا می افتد                     آن لحظه که موی همسرش "سوخته" شد

چه بر سر شاه مومنین آوردند؟                     یا برسر شهبانوی دین آوردند؟
از روضه ی دیوار و درش فهمیدم                    سین ششم از .... "سقط جنین" آوردند

آنکس که به ناحق ولیِ مردم شد                 با آمدنش راه هدایت گم شد
گر "سقیفه" سینِ آخر سفره شده....           از غفلت امت ز غدیر خم شد


+ کاربران عزیز میتوانند با مراجعه به ادامه ی مطلب، زبانحالی از حضرت مولا که برای ایام فاطمیه آماده کردم را مشاهده بفرمایند.

+همچنین با کلیک بر روی لینک زیر، مطلب وبلاگ، در مورد ایام فاطمیه را که سال گذشته در اختیار همراهان قرار گرفت را بازخوانی بفرمایید:

فاطمیه ی اول یا فاطمیه ی دوم؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند1391 | 9:51 | نویسنده : سیده محیا موسوی
بسم رب الشهدا و صدیقین

الهی

در سیم خاردار گناهان گیر کرده ام دستم را بگیر و مرا ببر به آن دور دست هایی که در دست هیچ دستی نباشم

همان دور دست هایی که بوی خوب آرامش از چندین فرسخی آن می آید

میدانم که تازه از انجا برگشته ام....میدانم که کفش هایم هنوز خاکی اند

اما

خدایا خاک را از روی آنها نمیزدایم........شاید دوباره برگشتم....

الهی

از این شهر و مردمانش خسته ام.....میشود فقط یکبار...فقط یکباردیگر..... غروب غریبانه ی فکه را به من

برگردانی تا برایت عاجزانه ندای الهی العفو را سردهم......

الهی

اینجا غروب های جمعه همه پریشان اند ......میشود یکبار دیگر غروب جمعه ی شلمچه را به من برگردانی تا برایت از غربت مهدی سخن بگویم؟؟؟؟؟؟

الهی

اینجا گردو غبار گناه دل ها را تیره کرده....میشود فقط چند ساعت طلائیه را با گرد و غبارش ب من برگردانی؟؟؟؟؟

الهی

من دوباره گردان تخریب را میخواهم تا دوبار ه برایت آرام آرام نجوا کنم

مولای یا مولای انت الغفور و انا المذنب و هل یرحم المذنب الا الغفور

الهی

مانده ام کمیل این هفته را چگونه بخوانم...میشود آن بیابان سوت و کور و آن سوله را دوباره به من برگردانی تا دوباره برایت بگویم:

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم و......

الهی

خوب میدانی ک کربلای حسینت را لایق نیستم پس همان اروند کنار را به من بده تا حداقل به آن تابلویی دلخوش کنم که رویش نوشته:کربلا ۶۰۰ کیلومتر....

شاید کمی آرام شوم

خدایا ما را پایمال کننده ی خون شهیدان قرار مده

آمین.......

قمقمه (فتح المبين . عکس برتر در نمايشگاه عکس راهيان نور )





تاريخ : سه شنبه 3 بهمن1391 | 13:43 | نویسنده : محمد رضا مزدارانی

       

        

 

قرآن دارای 6236 آیه است

 قرآن دارای 114 بسم الله الرحمن الرحیم است 

 قرآن دارای ۳۲۲۳۷۴ حرف و ۷۷۸۰۷ کلمه است

آیه 288 سوره بقره به آیه وام دادن نیز معروف است و بزرگترین آیه قران

 کوچکترین آیه قرآن « مدها متان » در سوره الرحمن است .     
بهترین شب در قرآن شب قدر است

بهترین سوره قرآن « یس » است 

 سوره « حمد » به مادر قرآن معروف است

سوره فجر به سوره امام حسین (ع) معروف است

 سوره های اسراء حدید ، حشر ، صف ، جمعه ، نفابن ، واعلی به مسبحات مشهورند . 

 86 سوره قرآن مکی ، و 28 سوره مدنی است

 سوره « یس » به قلب قرآن مشهور است

سوره های سجده ، فصلت ، نجم و علق عزانم مشهورند .

سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است .

قرآن کریم در سوره « حمد » خلاصه شده است .

سوره توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد

سوره الرحمن به « عروس » قرآن معروف است

سوره نمل دو « بسم الله الرحمن الرحیم » دارد

سوره حمد دو مرتبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده یک بار در مدینه و یک بار در مکه

در سوره « همزه » از افراد عیبجو انتقاد شده است

سوره های « فلق » و « ناس » به معوذتین معروفند

  سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است

سوره اسراء به « بنی اسرائیل » معروف است

 سوره ای که در شان اهل بیت (ع) نازل شده است سوره « دهر » است .

سوره « حجرات » سوره اخلاق و ادب است

 داستان گوساله پرستی بنی اسرائیل در سوره « طه » بیان شده است .

آیه الکرسی در سوره بقره قرار دارد . 

 آیه معروف « و ان یکاد الذین کفروا ... » در سوره قلم قرار دارد . ×                 

دعای « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ... » در سوره بقره آیه 201 می باشد .

 در آیه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم  بیان شده است .

 آیه معروف « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف و السو ء » در سوره نمل آیه 62 می باشد . 

 آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند آیه 9 سوره کهف می باشد .

لطفا برای خواندن ادامه ی موارد به ادامه ی مطلب مراجعه کنید....

 

+سالروز ولادت با سعادت آیینه ی سیزدهم و امام یازدهم.... حضرت حسن بن علی العسکری علیه السلام بر فرزندشان حضرت حجت عج و شیعیانشان مبارک.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1 بهمن1391 | 12:30 | نویسنده : زهرا آصفری
آقا جان سلام:

امروز شیعه آغاز ولایت شما را بدون درک حضور شما جشن میگیرد. امروز چشم شیعه چون هزار و صد و هفتاد و چهار سال گذشه هنوز چشم به راه است که بیایی و قدوم مبارکت را بر چشم ما بگذاری.

دیروز چشم ما از داغ فقدان پدرت چه اشک باران بود و امروز لبهامان از شوق ولایت شما چه خنده باران که بالاخره بعد از دویست و شصت سال پرچم هدایت مسلمین چرخید و چرخید تا به دست موعودش رسید.

امروز آغاز ولایت شماست که ثابت کردی از جانب خدا که باشی لایقی حتی اگر کودک باشی؛ ثابت کردی مقام و معرفت به لیاقت است نه به بزرگی.

امروز را جشن می گیریم و عهد میخوانیم و با عهد امروزمان هر یک عهدی عمرانه با شما میبندیم. عهد میبندیم با شما و بر عهدمان استوار میمانیم چرا که عشق به ولایت بدون مسوولیت پذیری هوسی بیش نیست.

من امروز با شما عهد میبندم که : هر روز برایتان فرج بخوانم؛ چرا که خود فرمودی:

"اکثر الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم. بسیار بسیار برای ظهور دعا کنید که گشایشی است برای شما"

پ.ن: دوستان از همه شما دعوت میشه عهد و پیمان خودتون با امام زمان(عج) را برای ما به یادگار بذارید. بسم الله....

در بستن پیمان ما. تنها گواه ما شد خدا. تا این جهان برپا بُوَد. این عشق ما ماند به جا.


پ.ن:

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت
توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت
در شـــــام ولادت دو قــطب عالم
تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت ...

هفدهم ربیع الاول، سالروز ولادت با سعادت صاحب شریعت، نبی رحمت، حضرت محمــــــــــد صلی الله علیه و آله و رئیس مذهب، بانی مکتب، حضزت امام صادق علیه السلام بر تمام شیعیان مبارکباد


تاريخ : یکشنبه 17 دی1391 | 3:1 | نویسنده : سجاد
 
 

باخواندن این داستان ها به خود لرزیدم . در گوشه ای از ذهنم هک کردم . به شما هم پیشنهاد می کنم بخوانید.

 دو عابد با يكديگر پيمان بستند هر يك زودتر از دنيا رفت، خبرى از عالم برزخ در عالم خواب به دوست خود

بدهد. يكى از آنان از دنيا رفت، پس از مدتى به خواب دوستش آمد، به او گفت: در برزخ گرفتارم، علت

گرفتاريم اين است كه روزى به مغازه ی عطارى محل رفته بودم، ساعتى كنار عطار نشستم در جنب من يك

ظرف گندم بود، ناخودآگاه يك عدد گندم برداشتم و با دندان پيشين خود آن را نصف كردم سپس هر دو نصفه

را به ظرف برگرداندم، اين مسئله را با صاحب گندم در ميان نگذاشتم، اكنون در برزخ گرفتار آن دانه ی گندمم

، براى خدا پيش صاحب مغازه برو و براى رهايى من از او رضايت بگير.

 

 يكى از عابدان شهر كربلا ، پس از انتقال به عالم برزخ ، به خواب دوستش آمد و به او گفت : روزى از يك

مهمانى برمى گشتم ، ذره هایى از غذا در لابه لاى دندانم مرا رنج می داد ، از حصير خرما فروشى به اندازه

يك خلال برداشتم ، دندان خود را پاك كرده ، سپس خلال را به زمين انداختم ، صاحب حصير حاضر نبود كه از

او حلاليت بطلبم ، از مسئله غافل ماندم تا از دنيا رفتم ، اكنون گرفتار آن خلال هستم ، از آن خرما فروش

جهت من رضايت بگير تا با رضايت او از رنج و سوز رهايى يابم.

 

در كتاب «الواعظ» نوشته عالم بافضيلت حاج شيخ محمّد على ربانى اصفهانى كه در چند جلد تدوين شده و

محصولى از آيات قرآن و روايات است، خواندم:

دو نفر تصميم قطعى گرفتند خود را براى ديدن ولىّ زمان ،امام دوازدهم آماده كنند، به تزكيه نفس مشغول

شدند، چون در خود لياقت زيارت آن جناب را يافتند به مكه شتافتند، يكى از آنان به وقت طواف به محضر

مقدس ولى امر رسيد، عرضه داشت: اگر اجازه بفرماييد ،دوستم نيز خدمت شما برسد، حضرت فرمود:

او لايق ديدار من نيست؛ زيرا در راه سفر به مكه به زمين گندمزارى رسيديد، او يك دانه گندم از خوشه چيد

براى اين كه ببيند گندم رسيده يا هنوز خام است، پس از بررسى كردن، آن يك دانه گندم را به همان زمين

انداخت، كسى كه بدون اذن صاحب مال به مالی دست درازى كند لايق ديدار حجت خدا نيست .

 

 بیاییم تا دستمان از این دنیا کوتاه نشده حقوقی که بر گردنمان هست را ادا کنیم . وای خدا فکرش را می

کنم تنم میلرزد . باید از خیلی ها حلالیت بطلبم . از این به بعد باید بیشتر مراقب رفتارم باشم تا لا اقل از

این به بعد حق کس دیگری رو پایمال نکنم من که عابد نیستم که بتونم به خواب دوستم بیام یا حتی اگه

بیام یکی دو تا که نیست بگم بره حلالیت بطلبه واسم .

باید خودم دست به کار شم . دوست گلم تو هم آستیناتو بالا بزن . شاید فردا خیلی دیر باشه واسمون .

شاید فردا دیگه چشم باز نکنیم . شاید فردا اون فردی که می خواهیم ازش حلالیت بطلبیم از دنیا

بره ................


منبع:عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)حاج حسین انصاریان:جلدسیزدهم

 

 



تاريخ : سه شنبه 5 دی1391 | 1:32 | نویسنده : سجاد

    

  روضه های آتشین را عشق است

 ناله با صوت حزین را عشق است

  ديدن كرببــــــــلايت اربــــــــــاب 

  در غروب اربعیــن را عشق است 

 

آقا جان سلام                                                                                                                         

سایتون مستدام و لطفتان برقرار

چند سالی میشود که از شما و حرمتان خبری ندارم، گهگاه از دوستان خبری میگرفتم و اندک اندک این غصه بر دلم سنگینی کرد که چرا..... چرا بینمان فاصله بیشتر و بیشتر میشود؟؟؟

در حالیکه در وصفتان شنیده بودم: الدُّعا مُستجابٌ تحتَ قُبّته.......... هر روز با خود میگفتم: پس چرا دعایم مستجاب نشد، چرا دیگر خبری از حرمتان خبری ندارم؟؟؟؟

روزگار گذشت و بار دیگر بر سر کوچکترین نوکرتان و البته روسیاه ترین، منت نهاده اید و او را غرق در تنعمتان کرده اید.....

سالهایی پیش در اربعین مهمان عرش اعلایت شدم و من را ببخش اگر در این سالها از جهل ، بر زبان گفتم: "برای دفعه های بعد اربعین به کربلا نمیرم" به خیال آنکه در ایام دیگر راحت تر به زیارتتان میرسم اما..........

اما نمی دانستم که مهمان حرمتان شدن نه به همت است و نه به قسمت............. فقط به دعوت است

در همان سال بود که نشانم دادید ، زیارتتان بدون مشقت نمی شود ، آن هم در اربعین

تا به اندازه ی نمی از بحر آلام زینب و رقیه تان  (س) را بچشیم..........

و حال پس از چهار سال بار دیگر مرا دعوتم کرده اید تا بیش از پیش مِهر اربابیتان را درک کنم.......

این بار می آیم به سمت حرمتان اما با پای پیاده......... همراه با زینب ولی بدون رقیه (س)


دوستان عزیز، به لطف و کرم حضرت ارباب انشاالله روز جمعه به سمت دارالقرار عشق، کربلای ارباب عازمم.امید دارم تا تمام خبط های این برادر کوچکترتان را بر کوچکیَش ببخشید و او را با نفس گرمتان دعا کنید تا به سر منزل خانه ی دوست برسد........... انشاالله در روز اربعین، به نمایندگیِ از تمام شما دوستان، زیارت اربعین را روبروی ضریح شش گوشه ی حضرت میخوانم و دعاگوی تک تک شما عزیزان هستم.

انشاالله روزی با پرچم دانشکده ، همه با هم مهمان عشق شویم........

حلال بفرمایید.........

یا علی


پ.ن: طی تغییراتی که در برنامه ها ایجاد شده، یک روز دیرتر به سمت ارباب می شتابیم.



تاريخ : دوشنبه 27 آذر1391 | 19:25 | نویسنده : آرمین افشاری پور

آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ی ننگ عرب ها بود، آنگاه که زندگی برای دخترکان عرب 

 ساعتی به طول نمی انجامید!!

نياکان ما ،بلندترین شب سال
 
یلدا، شب تولد مینو، الهه ی زن و الهه ی خورشید را شب زنده داری می کردند!!

                                                                         شب یلدا پیشاپیش مبارک



پی نوشت از سجاد:


نظر مبارك حجت الاسلام والمسلمين جاودان در مورد شب يلدا

یلدا لغتی سریانی است و به معنای میلاد و زاد روز یا ولادت و زایش آمده است.

ایرانیان باستان معتقد بودند که چون از فردای شب یلدا روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور آفتاب فزونی می‌یابد،آن روز روز زایش خورشید است.

اولین شب زمستان، که شبِ چنین روزی است؛ شبِ زایش خورشید بوده و به همین دلیل برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند.

جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شده است.

میترا یا مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد. و  در دین کنونی زرتشت، مهر در جایگاه یکی از ایزدان اهورایی قرار گرفته است. و یکی از بخشهای اوستای کنونی به نام مهر یا خورشید نامیده شده است.

در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن « باز زاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب يلدا، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌ کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌ چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانه ي پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.

در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن را "خورشید شکست ناپذیرم" ، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشه ي کلمه ي ناتال به معنای، میلاد و تولد است، گرفته شده است. ریشه‌ های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.


** در هر صورت این افسانه، افسانه ای ریشه گرفته از مذاهب شرک آلود باستانی است و به هیچ وجه در اسلام تایید نشده و مقبول نیست و شایسته است مسلمانان از مراسم این شب به عنوان یک جشن پرهیز کنند.**


«با توجه به نظر برخی از دوستان درباره این پست،مطلب زیر را از وبسایت بسیج دانشکده اضافه می نمائیم.»

لازم به تذکر است: صرف جمع شدن اعضای خانواده در کنار یکدیگر به عنوان صله رحم نه تنها مشکلی نخواهد داشت بلکه استحباب نیز دارد، و از بیانات استاد معظم، این طور بر  می آید که  اگر این گرد هم آمدن به نیت برپایی و زنده کردن سنت شرک آمیز مذکور باشد ، جایز نخواهد بود. چراکه نوعی تشبه به کفار قلمداد و موجب اشاعه ی عقائد انحرافی، خواهد شد.

اما خوب است به این روایت شریفه نیز، نگاهی بیندازید!

در علل الشرائع ؛ ج‏2 ؛ ص348 آمده است: اسماعیل بن مسلم از حضرت صادق(ع) نقل مى‏کند:

«أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لَا تَطْعَمُوا طَعَامَ أَعْدَائِي وَ لَا تَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي فَتَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي‏»

«خداوند متعال به پیامبرى از پیامبرانش وحى کرد: «به مومنین بگو که لباس دشمنان مرا نپوشید و طعام دشمنان مرا نخورید و راههاى دشمنان مرانپیمایید که‏ در غیر این صورت از زمره دشمنان من محسوب مى شوید.»

و از این دست روایات فراوان است؛ مانند:

حضرت صادق(ع): ... وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ وَ النَّصَارَى. هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام ؛ ج1 ؛ ص146

حضرت رسول(ص):  ... وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْمَجُوسِ. وسائل الشيعة ؛ ج‏2 ؛ ص116

بنابراین شایسته است یک مسلمان در تمامی افعالش،

مراقب حتی چنین مسائل به ظاهر کم اهمیت هم باشد.



تاريخ : جمعه 24 آذر1391 | 14:49 | نویسنده : سجاد

اميرالمؤ منين على عليه السلام روز جمعه در كوفه سخنرانى زيبايى كرد، در پايان سخنرانى فرمود:
اى مردم ! هفت مصيبت بزرگ است كه بايد از آنها به خدا پناه ببريم :
1-
عالمى كه بلغزد.
2-
عابدى كه از عبادت خسته گردد
.
3-
مؤ منى كه فقير شود
.
4-
امينى كه خيانت كند
.
5-
توانگرى كه به فقر درافتد
.
6-
عزيزى كه خوار گردد
.
7-
فقيرى كه بيمار شود.

 در اين وقت مردى برخواست ، عرض كرد:
يا اميرالمؤ منين ! خداوند در قرآن مى فرمايد: ((ادعونى استجب لكم )):
مرا بخوانيد، دعا كنيد، تا دعايتان را مستجاب كنم .
اما دعاى ما مستجاب نمى شود؟

حضرت فرمود: علتش آن است كه :

 يك : اين كه خدا را شناختيد، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نياورديد، از اين رو آن شناخت به درد شما نخورد.

 دو: به پيغمبر خدا ايمان آوريد ولى با دستورات او مخالفت كرديد و شريعت او را از بين برديد! پس نتيجه ايمان شما چه شد؟

 سه : قرآن را خوانديد ولى به آن عمل نكرديد و گفتيد:
قرآن را به گوش و دل مى پذيريم اما به آن به مخالفت برخواستيد.

 چهار: گفتيد ما از آتش جهنم مى ترسيم در عين حال با گناهان و معاصى به سوى جهنم مى رويد.

 پنج : گفتيد به بهشت علاقه منديم اما در تمام حالات كارهايى انجام مى دهيد كه شما را از بهشت دور مى سازد. پس علاقه و شوق شما نسبت به بهشت كجاست ؟

 شش : نعمت خدا را خورديد، ولى سپاسگزارى نكرديد.

هفت : خداوند شما را به دشمنى با شيطان دستور داد و فرمود: ((ان شيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا)): شيطان دشمن شماست ، پس ‍ شما او را دشمن بداريد! به زبان با او دشمنى كرديد ولى در عمل به دوستى با او برخاستيد.

هشت : عيبهاى مردم را در برابر ديدگانتان قرار داديد و از عيوب خود بى خبر مانديد (ناديده گرفتيد) و در نتيجه كسى را سرزنش مى كنيد كه خود به سرزنش سزاوارتر از او هستيد.

با اين وضع چه دعايى از شما مستجاب مى شود؟ در صورتى كه شما درهاى دعا و راه هاى آن را بسته ايد...

پس از خدا بترسيد و عملهايتان را اصلاح كنيد و امر به معروف كنيد و نهى از منكر نماييد تا خداوند دعاهايتان را مستجاب كند.



تاريخ : یکشنبه 19 آذر1391 | 13:13 | نویسنده : زهرا آصفری

دانشجو یعنی (دیده بان، آرمان خواه، نوید دهنده، شهادت طلب، جهاد گر، وام دار ملت) .

 این اصول و اساسی بود که  حسین بن علی (ع) در سال 61 ه.ق برای آن قیام کرد.

حسین بن علی (ع) بزرگترین دیده بان و نشان دهنده مسیر حق از باطل بود که آرمان اسلام را که همان امر به معروف و نهی از منکر بود به جهانیان ثابت کرد او نوید بخش احیای اسلام ناب است. حسین بن علی (ع) شهید عدالت وجهادگر راه خداست او حج واجب را برای عظمت انسانیت ترک کرد و وام دار ملت اسلام و مسلمین شد.

جنبش دانشجویی که در سال 1357 استمرار حرکت 16 آذر 1332 بود استراتژی اش کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا بود. کل یومی که 16 آذر را از عاشورای حسینی گرفت و کل ارضی که برای مبارزه با یزید زمانش اهورایی شد و با خون گرمش دانشکده فنی را سنگفرش کرد ولی ثابت کرد کربلا را می شود تکرار کرد اگر هدف حسین بن علی (ع) باشد.

دانشجو که ادامه دهنده مسیر خونین حرکت حسین بن علی (ع) است در بهمن 57 به میدان آمد تا شمر و یزید زمان را به ملت معرفی کند.

 به میدان آمد و با استراتژی زنده نگه داشتن محرم و صفر اسلام را زنده کرده و هدف حسین (ع) و راه حسین (ع) را سرلوحه حرکت خود قرار دهد و مردم را از زیر بار ذلت نجات دهد و از خواب غفلت بیدار کند چرا که دانشجو خود را وقف ملت کرده و خود را وام دار آینده ملت می داند.

این پایان کار نبود چرا که هنوز یزیدیان در معرکه حضور داشتند معرکه ای که یک طرف آن اسلام و طرف دیگر آن کفر و نفاق و الحاد بود.

شیپور جنگ دمیده شد و تشخیص مرد از نامرد داده شد، دانشجو کلاس درس را رها کرد و سنگر کلاس را به فکه آورد و شلمچه را با خون خود قطعه ای از بهشت نمود و دوشادوش ملت در مقابل استکبار ایستاد و مدال دانشجوی شهید دانشگاه حسین (ع) را گرفت.

اما بصیرت: امروز بصیرت یعنی ادامه مسیر همکلاسی شلمچه و هم قطار فکه و دهلاویه؛ این بصیرت چنان ضربه ای به بد خواهان راه حسین (ع) وارد کرد که آنان از هر راهی برای به دست گرفتن این جنبش عظیم (جنبش دانشجویی) استفاده کردند؛ اما هوشیاری و بیداری و بصیرت دانشجو چه خوب سره را از ناسره تشخیص می دهد و با تلفیق علم و عمل در راستای عزتمندی کشور تلاش می کند و اگر این ایستادگی دانشجو در مقابل زیادی خواهی های اربابان زور و زر و تزویر نبود معلوم نبود امروز چه بر سر راه استبداد ستیزی و ایستادگی شهدای 16 آذر در مقابل استکبار می آمد.

شهید بهشتی: دانشجو موذن جامعه است اگر خواب بماند نماز مردم قضا می شود.



  • قیمت دلار بازار آزاد
  • تازیانه